عبد الحسين نوايى

451

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

فرمان نادر سجع مهر : نگين دولت و دين رفته بود چون از جا * به نام نادر ايران قرار داد خدا فرمان همايون شد آنكه رفعت و معالىپناه نظاما شاه وردى بيك داروغهء شتر خان سركار خاصهء شريفه به شفقت شاهنشاهى سرافراز گشته بداند كه عريضه‌اى كه در اين وقت نوشته بود به نظر اقدس رسيد . چرا دير كرد و تا حال بارگيرى نكرد و نيامد . عرض كرده بود كه دو هزار خروار غله در آقسوو بقيان هست . غله‌ى كه از سيور ساتچى به جاى آرد گرفته است آن هم حاضر است . آرد خود سه هزار خروار تحويل دارد و بسيار است . محصلان سورسات نوشته بودند كه دويست خروار غله از جمله دويست و هفتاد خروار غرامت آرد را گرفته‌اند . هفتاد خروار تتمه را بخشيديم . دويست خروار را كه نزد محصلان آن هم بارگيرى كنند و محصلان به علت هفتاد خروار تتمه ، مزاحمت به حال على مردان نرسانند . او را برداشته همراه بياورند و در هر صورت